شنبه 24 فروردین
نمی دونید چقدر خوشحالم از بابت پیدا کردن اینجا و آشنا شدن با شماها. روال خوردنم کاملا" مشخص و طبق برنامه است . چون پرخور نیستم و مشکل من تنقلات و ریزه خوری و کم تحرکیه که به لطف مرجان عزیز و بقیه دوستانم عالی بودم. احساس می کنم مشکلی نیست چون می دونم ۹ شب به بعد خوردن یعنی خیانت به گروه نه وسوسه می شم و نه دلم می خواد این یه رواله توی زندگیم منم پذیرفتم . هیچ احساس بدی هم بهش ندارم و حتی یکبار هم وسوسه نشدم .مثلا" می دونیم دزدی کردن کار بدیه و هیچ وقت هم وسوسه نمی شیم دزدی کنیم. این خیانت به گروه هم همین حالت رو برام داره . می دونم که قول دادم که نباید خیانت کنم دیگه وسوسه مفهومی نداره.
شیرینی و شکلات که کلا" ممنوع برای یک هفته ولی من بعد از یک هفته هم فکر نکنم بخورم. شاید من از اولش هم میل به شکلات نداشتم . حالا که عمیق فکر می کنم من دوست داشتم بخورم و این شکلات و شیرینی و این طور چیزها چون در درسترسه و راحت خورده میشه از روی عادت می خوردمشون. از برنامه غذاییم که صد در صد راضیم . فعلا" تنها مشکلم اینه که پیاده روی رو با علاقه نمی رم و یه کار اجباری و وظیفه ایه که وقتی انجامش دادم میگم آخیش تموم شد و امیدوارم که به مرور زمان به جایی برسم که بتونم از این پیاده روی هم لذت ببرم.
باز هم از همه ی شماها دوستان گلم ممنون که منو تنها نمی گذارید .
متولد سال 1354 هستم و دارای دو فرزند